به نام عشق

ناگهان دیدم که در دام غمش افتاده ام ...

به نام عشق

ناگهان دیدم که در دام غمش افتاده ام ...

یازدهمین یادداشت

سلام کردم و با من به روی خندان گفت 

 

که ای خمارکش مفلس شراب زده 

 

که این کند که تو کردی بضعف همت و رای 

 

ز گنج خانه شده خیمه برخراب زده 

 


 فردا راهی مشهدم 

سال پیش بودی ... 

حرفی ندارم جز اینکه هیچ کس از دل دیگری خبر نداره 

نظرات 1 + ارسال نظر
MojtabaMax شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 12:06 ب.ظ http://alonemax.blogsky.com

سلام عالی بود...مثل همیشه...راستی تو انجمن ثبت نام نکردی چرا؟...زود برو ثبت نام کن...
بای....
http://alonemax.freeforums.org

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد