به نام عشق

ناگهان دیدم که در دام غمش افتاده ام ...

به نام عشق

ناگهان دیدم که در دام غمش افتاده ام ...

اولین یادداشت

یارب این آتش که در جان من است  

سرد کن زان سان که کردی بر خلیل 

من نمی یابم مجال ای دوستان  

گرچه دارد او جمالی بس جمیل   

 


 

هرچند شروعش اصلا با سلام نبود اما سلام  

به رسم سلامتی و ادب 

امروز اولین روزی هست که من اینجا برای کسی شروع می کنم به نوشتن که غرورم رو شکستم و با صداقت بهش گفتم دوستش دارم  و تنها حرفی که می تونم بزنم این هست که هرچند نمی دونم احساسی به من داره یا نه و هیچ وقت قرار هست به من احساسی داشته باشه  یا نه اما همین که می دونه که دوستش دارم  برام به اندازه تمام لحظه هایی که می تونه دوستم داشته باشه می ارزه ... 

امروز روز ولادت حضرت علی ( علیه السلام ) هست .   

اول این روز رو به همه بویژه پدرم و همه پدران عزیز و بعد به همه محبان امام علی علیه السلام تبریک می گم .

 و اما تبریک به دوستان : با اینکه خیلی دلم می خواست با عنوانی دیگه براش پیام تبریک بفرستم اما همون اس ام اسی که برای خیلی ها می فرستادم  ُ فرستادم و جوابش تبریک این روز به من بود . 

خوشحالم از اینکه امروز دو سه تا جمله ای با همین پیام کوتاه ها تونستم باهاش حرف بزنم .  

فعلا چون خیلی خسته ام و می خوام یکم بخوابم تا موقع افطار . تا بعد